زمان باقی مانده تا
10:23:23

  فروشگاه اینترنتی پخش زنده گالری تصاویر آرشیو پرسش و پاسخ بانك صوت کتابخانه ارتباط با ما صفحه اصلي
  يکشنبه  2 ارديبهشت 1398 - الأحد  14 شعبان  1440 - Sun  21 Apr 2019
منوی سایت    
صفحه اصلی   آرشيو  > اخلاق و اجتماع > توسل به امام زمان علیه السلام و حقیقت انتظار فرج

توسل به امام زمان علیه السلام و حقیقت انتظار فرج


_______________________________________________________________

هو العليم

مقاله پیش رو گزیده ایست از فرمایشات حضرت علامه آیت الله حاج سید محمد

حسین حسینی طهرانی در کتاب امام شناسی در ارتباط با توسل

 به امام زمان علیه السلام  و حقیقت انتظار فرج.

_______________________________________________________________

دانلود فایل پی دی اف دانلود پی دی اف موبایل

 

                                            

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

                     الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد واله الطاهرین

                                          ولعنة الله علی اعدائهم أجمعین

   

لزوم توسل به امام علیه السلام به منظور رفع حجاب های ظاهری و باطنی

مجالس‌ و محافل‌ توسّل‌ به‌ حضرت‌ وليّ عصر بسيار خوب‌ است‌؛ ولي‌ توسّلي‌ كه‌ مطلوب‌ و منظور از آن‌ حقّ باشد؛ وصول‌ به‌ حقّ باشد؛ رفع‌ حجب‌ ظلماني‌ و نوراني‌ باشد؛ كشف‌ حقيقت‌ ولايت‌ و توحيد باشد؛ حصول‌ عرفان‌ إلهي‌ و فناء در ذات‌ اقدس‌ او باشد. اين‌ مطلوب‌ و پسنديده‌ است‌. و لذا انتظار فرج‌ كه‌ حتّي‌ در زمان‌ خود أئمّه‌ عليهم‌ السّلام‌ از بزرگترين‌ و با فضيلت‌ترين‌ اعمال‌ محسوب‌ مي‌شده‌ است‌. همين‌ بوده‌ است‌.

توسّل‌ به‌ حقيقت‌ ولايت‌ آن‌ حضرت‌ براي‌ كشف‌ حجاب‌ هاي‌ طريق‌، از افضل‌ اعمال‌ است‌؛ زيرا توحيد حقّ از افضل‌ اعمال‌ است‌. و انتظار ظهور خارجي‌ آن‌ حضرت‌ نيز بواسطۀ مقدّميّت‌ بر ظهور باطني‌ و كشف‌ ولايت‌ آن‌ حضرت‌ همچنين‌ مفيد است‌؛ و انتظار ظهور خارجي‌ بر اين‌ اصل‌ محبوب‌ و پسنديده‌ است‌.

و امّا چنانچه‌ فقط‌ دنبال‌ ظهور خارجي‌ باشيم‌، بدون‌ منظور و محتواي‌ از آن‌ حقيقت‌؛ در اين‌ صورت‌ آن‌ حضرت‌ را به‌ ثَمَنِ بَخْسي‌ فروخته‌ايم‌؛ و در نتيجه‌ خود ضرر بسياري‌ ديده‌ايم‌؛ زيرا مراد و مقصود، تشرّف‌ به‌ حضور طبيعي‌ نيست‌؛ و گرنه‌ بسياري‌ از افراد مردم‌ در زمان‌ حضور امامان‌ به‌ حضورشان‌ مي‌رسيده‌اند؛ و با آنها تكلّم‌ و گفتگو داشته‌اند؛ ولي‌ از حقيقتشان‌ بي‌بهره‌ بوده‌اند. اگر ما در مجالس‌ توسّل‌، و يا در خلوت‌ به‌ اشتياق‌ لقاي‌ او بوده‌ باشيم‌؛ و خداوند ما را هم‌ نصيب‌ فرمايد، اگر در دلمان‌ منظور و مقصود، لقاي‌ خدا و حقيقت‌ ولايت‌ نباشد، در اين‌ صورت‌ به‌ همان‌ نحوي‌ به‌ خدمتش‌ مشرّف‌ مي‌گرديم‌ كه‌ مردم‌ در زمان‌ حضور امامان‌ به‌ خدمتشان‌ مشرّف‌ مي‌شده‌اند؛ و اين‌ غَبني‌ است‌ و ضرري‌ است‌ بزرگ‌ كه‌ با جِدّ و جَهد و با كَدَ و سعي‌ ما به‌ محضرش‌ شرفياب‌ شويم‌، و مقصدي‌ والاتر و بالاتر از ديدار ظاهري‌ نداشته‌ باشيم‌ ـ كه‌ در حقيقت‌ اين‌ ديدار براي‌ رفع‌ شك‌ و شبهه‌ از وجود آن‌ حضرت‌ و طول‌ عمر است‌ ـ يا آن‌ حضرت‌ را براي‌ حوائج‌ مادّيّه‌ و يا رفع‌ گرفتاريهاي‌ شخصي‌ و يا عمومي‌ استخدام‌ كنيم‌؛ اين‌ امري‌ است‌ كه‌ بدون‌ زحمت‌ توسّل‌ براي‌ همۀ افراد زمان‌ حضور امامان‌ عليهم‌ السّلام‌ حاصل‌ بوده‌ است‌.

ولي‌ آنچه‌ حقّا ذي‌ قيمت‌ است‌، تشرّف‌ به‌ حقيقت‌ و وصول‌ به‌ واقعيّت‌ آنحضرت‌ است‌. اشتياق‌ به‌ ديدار و لقاي‌ اوست‌ از جهت‌ آيتيّت‌ حضرت‌ حقّ سبحانه‌ و تعالي‌؛ اين‌ مهمّ است‌؛ و اين‌ از افضل‌ اعمال‌ است‌؛ و چنين‌ انتظار فرجي‌ زنده‌ كنندۀ دل‌ها و راحت‌ بخش‌ روان‌ ها است‌ ؛ رَزَقَنَا اللَهُ وَ ايَاكُمْ إنشَاَاللَهُ بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ.

دانستن‌ زمان‌ ظهور خارجي‌ براي‌ ما چه‌ قيميتي‌ دارد ؟ و لذا در اخبار از تفحُّص‌ و تجسّس‌ در اين‌ گونه‌ امور نهي‌ شده‌ است‌.

 

هدف از ظهور تهذیب نفس می باشد

شما فرض‌ كنيد: ما با علم‌ جَفْر و رَمْل‌ صحيح‌ به‌ دست‌ آورديم‌ كه‌ ظهور آن‌ حضرت‌ در يك‌ سال‌ و دو ماه‌ و سه‌ روز ديگر خواهد بود. در اين‌ صورت‌ چه‌ مي‌كنيم‌ ؟ وظيفۀ ما چيست‌ ؟ وظيفۀ ما تهذيب‌ و تزكيه‌ و آماده‌ كردن‌ نفس‌ امارّه‌ است‌ براي‌ قبول‌ و فداكاري‌ و ايثار.

ما هيمشه‌ مأمور بدين‌ امور هستيم‌؛ و پيوسته‌ بايد در صدد تهذيب‌ و تزكيۀ نفس‌ و تطهير خاطر برآئيم‌؛ چه‌ ظهور آن‌ حضرت‌ در فلان‌ وقت‌، مشخّص‌ باشد و يانباشد؛ وا گر در صدد برآمديم‌ موفّق‌ به‌ لقاي‌ حقيقي‌ او خواهيم‌ شد؛ و اگر در صدد نبويدم‌، لقاي‌ بدن‌ عنصري‌ و مادّي‌ آن‌ حضرت‌ براي‌ ما اثر بسياري‌ نخواهد داشت‌؛ و از اين‌ لقاء هم‌ طَرْفي‌ نخواهيم‌ بست‌.

فلهذا مي‌بينيم‌ بسياري‌ از افرادي‌ كه‌ اربعين‌ها در مسجد سهله‌ و يا در مسجد كوفه‌ و يا بعضي‌ از اماكن‌ متبرّكۀ ديگر براي‌ زيارت‌ آن‌ حضرت‌ مقيم‌ بوده‌، و به‌ زيارت‌ هم‌ نائل‌ شده‌اند، چيز مهمّي‌ از آن‌ زيارت‌ عائدشان‌ نشده‌ است‌.

و آنچه‌ از همه‌ ذكرش‌ لازمتر است‌، آن‌ است‌ كه‌: ظهور خارجي‌ و عمومي‌ آن‌ حضرت‌ هنوز واقع‌ نشده‌ است‌؛ و منوط‌ و مربوط‌ به‌ اسباب‌ و علائمي‌ است‌ كه‌ بايد تحقّق‌ پذيرد، ولي‌ ظهور شخصي‌ و باطني‌ براي‌ افراد ممكن‌ است‌، و به‌ عبارت‌ ديگر: راه‌ وصول‌ و تشرّف‌ به‌ خدمتش‌ براي‌ همه‌ باز است‌، غاية‌ الامر نياز به‌ تهذيب‌ اخلاق‌ و تزكيه‌ نفس‌ دارد.

هر كس‌ امروز در صدد لقاي‌ خدا باشد، و در راه‌ مقصود به‌ مجاهده‌ پردازد؛ بدون‌ شك‌ ظهور شخصي‌ و باطني‌ آن‌ حضرت‌ براي‌ او خواهد شد؛ زيرا لقاي‌ حضرت‌ حقّ بدون‌ لقاي‌ آيتي‌ و مرآتي‌ آن‌ حضرت‌ صورت‌ نپذيرد.

راه لقای امام زمان عليه السلام باز است

و محصّل‌ كلام‌ آن‌ است‌ كه‌: امروزه‌ را تشرّف‌ به‌ حقيقت‌ ولايت‌ آن‌ حضرت‌ باز است‌؛ و مهم‌ هم‌ همين‌ است‌؛ ولي‌ نياز به‌ مجاهدۀ با نفس‌ امّاره‌ و تزكيۀ اخلاق‌ و تطهير باطن‌ دارد، و محتاج‌ به‌ سير و سلوك‌ در راه‌ عرفان‌ و توحيد حضرت‌ حقّ است‌ سبحانه‌ و تعالي‌، خواه‌ ظهور خارجي‌ و عمومي‌ آن‌ حضرت‌ نيز به‌ زودي‌ واقع‌ گردد، يا واقع‌ نگردد.

زيرا خداوند ظالم‌ نيست‌؛ و منع‌ فيض‌ نمي‌كند؛ و راه‌ وصول‌ را براي‌ افرادي‌ كه‌ مشتاقند نبسته‌ است‌.

اين‌ دَر پيوسته‌ باز است‌؛ و دعوت‌ محبّان‌ و مشتاقان‌ و عاشقان‌ را لبيّك‌ مي‌گويد.

بنابراين‌ بر عاشقان‌ جمال‌ الهي‌ و مشتاقان‌ لقاي‌ حضرت‌ او جلّ و علا، لازم‌ است‌ كه‌ با قدم‌هاي‌ متين‌ و استوار در راه‌ سلوك‌ عرفان‌ حضرت‌ بكوشند، و با تهذيب‌ و تزكيه‌، و مراقبۀ شديد، و اهتمام‌ در وظائف‌ الهيه‌، و تكاليف‌ سبحانيّه‌، خود را به‌ سر منزل‌ مقصود نزديك‌ كنند. كه‌ خواهي‌ نخواهي‌ در اين‌ صورت‌ از طلعت‌ مُنير امام‌ زمان‌ و قطب‌ دائرۀ امكان‌ كه‌ وسيلۀ فيض‌ و واسطۀ رحمت‌ رحمانيّه‌ و رحيميّۀ حق‌ است‌ بهره‌مند و كامياب‌ مي‌گردند؛

و از هر گونه‌ راههاي‌ استفاده‌ براي‌ تكميل‌ نفوس‌ خود متمتّع‌ مي‌شوند؛ و از جميع‌ قابليّت‌هاي‌ خدادادي‌ خود براي‌ به‌ فعليّت‌ درآوردن‌ آنها براي‌ وصول‌ به‌ منزل‌ كمال‌ بهره‌ مي‌گيرند.

وَفَّقَّنَا اللَهُ تَعَالَي‌ وَ ايّاكُم‌ بِمُحَمَّد وَآلِهِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَي‌ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.

در اينجا بايد سه‌ نكته‌ را در نظر داشته‌ باشيم‌: اوّل‌ آنكه‌: غيبت‌ آن‌ حضرت‌ از جانب‌ ماست‌ نه‌ از جانب‌ ايشان‌ يعني‌ ما به‌ واسطۀ گناه‌ و انانيّت‌ و استكبار، خود را از زيارتش‌ محروم‌ داشته‌ايم‌ نه‌ آنكه‌ ايشان‌ خود را مهجور و مختفي‌ مي‌دارند، و به‌ عبارت‌ ديگر او از ما غئب‌ است‌ و ما از او غائب‌ نيستيم‌.

نكتۀ دوّم‌ آنكه‌: قدرت‌ و علم‌ و احاطه‌ و سيطرۀ آن‌ حضرت‌ به‌ امور، متوقّف‌ بر زمان‌ ظهور نيست‌ بطوريكه‌ قبل‌ از ظهور فاقد آن‌ باشند و پس‌ از ظهور واجد شوند، بلكه‌ در هر دو حال‌ هيمنه‌ و سيطره‌ و احاطۀ تكوينيّه‌ كه‌ لازمۀ ولايت‌ كليّه‌ است‌ با آن‌ حضرت‌ است‌؛ ولي‌ قبل‌ از ظهور اين‌ مطلب‌ از انظار مردم‌ و از ادراك‌ عقول‌ و نفوس‌ پنهان‌ است‌؛ و پس‌ از ظهور آشكار مي‌شود.

نكتۀ سومّ آنكه‌: قدرت‌ عمليّه‌ و گسترش‌ علميّه‌ و احاطۀ تكوينيّۀ آن‌ حضرت‌ به‌ امور، منحصر در كارهاي‌ خير و برّ و احساني‌ كه‌ به‌ نظر ما خير است‌ نيست‌؛ بلكه‌ هيمنه‌ و سيطرۀ بر تمام‌ امور است‌ از خيرات‌ و شرور؛ و به‌ طور كلّي‌ بر هر عمل‌ و بر هر فعل‌ و بر هر موجودي‌ از موجودات‌، زيرا كه‌ بر اساس‌ نظام‌ كليّ عالم‌ تكوين‌، عالم‌ سراسر خيرات‌ است‌ و أبداً شرّي‌ وجود ندارد، شرّ امر عَدَمي‌ است‌ و از خدا نيست‌ و از وليّ خدا هم‌ نيست‌؛ و الشّر لَيسَ إلَيك‌.

إذَا سَفَرَتْ فِي‌ يَومِ عِيدٍ تَزَاحَمَتْ         عَلَي‌ حُسنِيهَا أبصَارَ كُلِّ قَبِيلَة‌

فَأروَاحُهُمْ تَصْبُو لِمَعْنَي‌ جِمَالِهِا            وَ أحْدَ اقُهُم‌ مِن‌ حُسْنِهَا فِي‌ حَدِيقَة‌

وَ عِندِي‌ عِيديِ كُلُ يَومٍ أرَي‌ بِهِ           جَمَالَ مُحَيَّاهَا بِعَينٍ قَرِيَرة‌

وَ كُلُّ اللَّيالِي‌ لَيْلَةُ القَدْرِ إن‌ دَنَت‌         كَمَا كُلُّ ايَّامِ اللِّقا يَوْمُ جُمَعةِ

وَ سَعْيِي‌ لَهَا حَجُّ بِهِ كُلُّ وِقْفَة           ‌ عَلَي‌ بَابِهَا قَدْ عَادَلَتْ كُلَّ وَقْفَة‌

وَ أيُّ بِلَادِ حَلَّتْ بِهَا فَمَا اَرَاهَا،             وَ فِي‌ عَيْنِي‌ حَلَتْ، غَيْرَ مَكَّةِ

وَ أَيُّ مَكَانٍ ضَمَّهَا حَرَمٌ كَذَا                 أرَي‌ كُلَّ دَارٍ أوْ طَنَتْ دَارَ هِجْرَة‌

وَ مَا سَكَنَتْهُ فَهُوَ بَيْتٌ مُقَدَّسٌ             بِقُرَّةِ عَيْنِي‌ فِيهِ اَحْشَايَ قَرَّت‌

وَ مَسْجِديَ الاقْصَي‌ مَسَحِبُ بُرْدِهَا      وَ طِيبي‌ ثَرَي‌ أرْضٍ عَلَيْهَا تَمَشَّيتِ

نَهَارِي‌ أصِيلٌ كُلُّهُ إن‌ تَنَسَّمَتْ              أوَائِيلُهُ مِنهَا بِرَدِّ تَحِيَّتِي‌

وَلَيْلِيَ فِيهَا كُلُّهُ سَحَرُّا إذَا                  سَرَي‌ لِيَ مِنهَا فِيهِ عَروفٌ نُسَيْمَةِ

وَ إنْ طَرَقَتْ لَيْلا فَشَهْرِيَ كُلُّهُ             بِهَا لَيْلَةُ القَدْرِ ابْتِهَاجاً بِزَورَةِ

وَ إن‌ قَرُبَت‌ دَارِي‌ فَعَامِيَ كُلُّهُ               رَبِيعُ اعْتِدَالٍ فِي‌ رِياضٍ أرِيضَةِ

وَ إن‌ رَشِيَتْ عَنِّي‌ فَعُمْرِيَ كُلُّهُ             زَمَانُ الصَّبَا طِيباً وَ عَصْرُ الشَّبِيَة‌(1)

1 ـ چون‌ در روز عيدي‌ پرده‌ از رخ‌ برگيرد، آنقدر زيباست‌ كه‌ براي‌ تماشاي‌ جمالش‌ ديدگان‌ تمام‌ قبيله‌ها با هم‌ تزاحم‌ كنند.

2 ـ و بنابراين‌ أرواح‌ مردم‌ آن‌ قبائل‌ براي‌ ادراك‌ معناي‌ جمال‌ او به‌ سوي‌ او روا آورده‌ و مشتاقانه‌ بدو بگروند، و ديدگان‌ مردم‌ آن‌ قبائل‌ از تماشاي‌ زيبائيهاي‌ او در باغ‌ و لاله‌زار و در تنعّم‌ به‌ سر مي‌برند.

3 ـ و در نزد من‌، عيد من‌ آن‌ روزي‌ است‌ كه‌ چهرۀ زيباي‌ او را با چشم‌ تازه‌ و روشن‌ ببينم‌.

4 ـ و تمام‌ شبهاي‌ من‌ شب‌ قدر است‌، اگر او به‌ من‌ نزديك‌ شود، همچنانكه‌ تمام‌ روزهاي‌ من‌ ديدار و ملاقات‌، روز عيد و جمعۀ من‌ است‌.

5 ـ و حركت‌ من‌ به‌ سوي‌ او حجّي‌ است‌ كه‌ براي‌ او كرده‌ام‌. و هر وقوفي‌ بر در خانه‌اش‌، معادل‌ هر وقوفي‌ در مناسك‌ حجّ است‌.

6 ـ و اگر در شهري‌ از شهرهاي‌ خدا وارد شود، در حالي‌ كه‌ او در چشم‌ من‌ وارد شده‌ است‌، من‌ آن‌ شهر را غير از مكّه‌ نمي‌بينم‌.

7 ـ و هر مكاني‌ كه‌ او را در برگيرد حرم‌ است‌؛ همچنين‌ هر خانه‌اي‌ كه‌ او در آنجا سكونت‌ گزيده‌ است‌، خانۀ هجرت‌ است‌.

8 ـ و هر جائي‌ كه‌ او در آنجا ساكن‌ شود، آنجا بيت‌ مقدس‌ است‌؛ و به‌ جهت‌ روشني‌ و تازگي‌ چشم‌ من‌ در آنجا همۀ باطن‌ و احشاي‌ من‌‌تر و تازه‌ مي‌گردد.

9 ـ و مسجد الاقصاي‌ من‌ محلّكشيده‌ شدن‌ بُرد و رداي‌ اوست‌ بر روي‌ زمين‌، و عطر و گلاب‌ من‌ خاك‌ آن‌ زميني‌ است‌ كه‌ او از روي‌ آن‌ عبور كرده‌ است‌.

10 ـ اگر در اوائل‌ روز، او جواب‌ سلام‌ و تحيّت‌ مرا بدهد، تمام‌ روز من‌ همچون‌ عصر با فرح‌ و سرور خواهد بود.

11 ـ و اگر در شبي‌ بر من‌ عبور كند و از بوي‌ نسيم‌ او به‌ مشام‌ من‌ برسد آن‌ شبِ من‌ همه‌اش‌ همچون‌ سحر وقت‌ زنده‌ و بيداري‌ و نَباهت‌ است‌.

12 ـ و اگر شبي‌ بر من‌ وارد شود، به‌ واسطۀ آن‌ ورود، تمام‌ آن‌ ماه‌ من‌ از شدّت‌ ابتهاجِ آن‌ ديدار يك‌ شبه‌ و زيارت‌ او در حكم‌ ليلة‌ القدر من‌ است‌.

13 ـ واگر به‌ خانۀ من‌ نزديك‌ شود، تمام‌ دوران‌ سالِ من‌ مانند فصل‌ معتدل‌ بهاري‌ ميشود كه‌ در باغهاي‌ چشم‌ انگيز و با طراوت‌ پيوسته‌ به‌ تنزّه‌ و تتعُم‌ مشغولم‌.

14 ـ وا گر از من‌ راضي‌ شود، تمام‌ عمر من‌ از نقطۀ نظر پاكي‌ و پاكيزگي‌ همچون‌ ايّام‌ صباوت‌ و دوران‌ جواني‌ خواهد بود.(2)

 

1.       ديوان‌ ابن‌ فارض‌ تائيۀ كبري‌، أبيات‌ 353 به‌ بعد، ص‌ 80 و ص‌ 81.

2.       امام شناسی ج 5 ، ص 190.

چاپ ارسال به دوستان
 
نظرسنجی
نام:    
پست الکترونیک:    
تاریخ    
موضوع:    
متن:    

کد یا نوشته ای را که در این عکس می بینید دقیقا وارد کنید

اگر در دیدن این کد مشکل دارید با مدیر سایت تماس بگیرید 
نمایش کد جدید

 
 

کلیه حقوق در انحصار پرتال متقین میباشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

© 2008 All rights Reserved. www.Motaghin.com


Links | Login | SiteMap | ContactUs | Home
عربی فارسی انگلیسی